سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

واکسن دو ماهگی

  می دانم روزی خواهم خندید به دغدغه های امروز، روزی بعد از فردا، آنگاه که از ماجرا به خاطره تبدیل شدند... سلام مامانیِ نازِمن... در تاریخ 91/6/11 با خاله و دایی حسین رفتیم واکسن دوماهگیتو زدیم یه دونه پای راست (هپاتیت) و یه دونه پای چپ (سه گانه)قطره فلج اطفال(خوراکی) خدا بده برکت!!! مادرت واست فوت کنه. خیلی گریه کردی و جیغ کشیدی، خیلی مظلوم بودی فقط تا در اتاق دکتر گریه کردی.شبم یه 15 دقیقه گریه کردی و کلا با ناله خوابیدی ولی دیگه گریه نکردی. مجددا بمیرم برات مظلومم... کبابم... عاشقم...  الان نزدیک صبحه و تو تازه خوابیدی.  شب یه کم تب داشتی و ناله میکردی. چه لحظات سختی بود، وقتی نگهت داشته بودم تا به پاهات واک...
6 مهر 1392

این روزها رو دوست دارم

باز هم یه شب دیگه و به خواب رفتن معصومانه ات توی بغلم. چند دقیقه از خوابیدنت بیشتر نگذشته اما دلم برات تنگ شده. آروزی عسلی من! این روزها از دید همه و گاهی از دید خودم روزهای سختی هستند. روزهای بدون استراحت اما پر از عشق و هیجان و شادی کنار تو بودن. قشنگترین قطعه پازل زندگی من! لبخندهای معصومانه و نگاه پر از مهرت تمام دلتنگیامو پاک می کنه. با هر صدای ساده و قشنگت تمام ثانیه هام رنگی می شن! ازت ممنونم که اومدی و زندگی قشنگمونو قشنگتر کردی. با هر لحظه در کنار تو بودن مهر و هیجان و امیده که تمام وجودمونو پر می کنه. ...
6 مهر 1392

طه و طهورا در سفر به قم و جمکران

سلام پسر عزیزم روز جمعه تاریخ 91/7/7 همراه من و بابایی و دوستت طهورا خانم  و شاید هم در آینده همسر عزیزت و مامان و بابای طهورا رفتیم قم و جمکران که مثل همیشه شما ما رو شرمنده کردی و کل راه پسر خوبی بودی و لالا کردی. طهورا هم خیلی دختر خوبی بود و دوست داشت تو آوردن وسایل به ما کمک کنه .موقع نماز خوندن هم منو خاله ریحانه نوبتی شما رو بغل می کردیم.               ...
6 مهر 1392

ماجرای سربازی رفتن زندگی مامان و بابا

سلام پسر عزیزم منو ببخش مامانی که خیلی وقته نتونستم بیام و برات بنویسم آخه خودت که می دونی عزیز دلم، شما همه وقته منو به خودت اختصاص دادی منم دلم می خواد همش پیشت باشم و باهات بازی کنم گل پسرم. ولی امروز که شما در خواب ناز به سر می بری طبق معمول من حوصلم سر رفت و می خوام برات ماجرای سربازی رفتنت  رو تعریف کنم که لباس پوشیدی و می خوای بری سربازی الهی مامان فدات بشه خیی دوست دارم عاشقتم.   محمد طه به مامان و باباش گفت که می خوام در مورد قضیه مهمی با شما صحبت کنم.گفت که چون دیگه مردی شده می خواد زودتر بره سربازی چون این کاریه که بالاخره باید انجام بده   و با مخالفت شدید مامان و بابا روبرو شد مخصوصاً مامان .چ...
6 مهر 1392

محمد طه در مراسم شیر خوارگان حسینی

پسر گلم می دونم که کوتاهی کردم و خیلی دیر این پست رو گذاشتم معذرت می خوام نازدونه ی مامان.  شما در تاریخ 91/9/2 در مراسم شیر خوارگان حسینی امامزاده ابراهیم آمل شرکت کردی و کلی هم پسر خوبی بودی. ما آمل خونه ی عزیز جون بودیم، عمه جون ، ضحی و نفیسا (دخترای عمه) ما رو همراهی کردن. شما هم پسر خوبی بودی اصلاً اذیت نکردی فقط خیلی گرمت بود،راستی اونجا تو اون همه نوزاد اقای مداح شما رو تو بغلش گرفت و روضه حضرت علی اصغر خوند.   اینجا هم آقای مداح شما رو بغل کرده   ...
6 مهر 1392

چهار ماهگیت مبارک شازده

چهار ماهه که زیباترین فرشته بهشتی اومده توی کلبه عشق ما... چهار ماهه که از همیشه عاشقترم .... چهار ماهه که زیباترین لحظه ها و ثانیه های زندگیم رو سپری میکنم... چهار ماهه که تو با همه کوچکی ات بزرگترین شادی رو به قلب من و بابایی هدیه کردی... چهار ماهه که ............... واقعا دیگه نمیدونم چی بنویسم محمد طه  عزیزم باورم نمیشه که اینقدر زود گذشت.دیروز داشتم عکسهای روزای اولت رو نگاه میکردم یهو یه عالمه دلم گرفت که دیگه توی اون اندازه و سایز نمیبینمت و تو همینطور داری بزرگ و بزرگتر میشی... نمیدونم از بزرگ شدنت باید احساس شادی کنم یا افسوس بخورم ؟؟؟؟  عزیز مامان روز به روز داری شیرین تر میشی ...
6 مهر 1392

اولین عید غدیر؛ و عیدی دادن محمد طه

امسال عید غدیر مصادف با 13 آبان 1391اولین عید غدیری بود که محمد طه به همه عیدی داد. قربون اون دستای کوچولوت بشم مامانی.  محمد طه رفته بود ولایت بابایی تا به جمع بقیه سیدها بپیونده، خلاصه کلی هم سرش شلوغ بود حتی یادش می رفت که شیر بخوره کلی هم پسری خوبی بود و تا جایی که تونست به بقیه عیدی داد ولی آخر کار کلی گریه کرد و کلافه بود فکر کنم گرمت شده بود عشق من. راستی ستاره آسمونم چون اون روز سرت خیلی شلوغ بود به جز چند تا عکسی که عمو مجتبی ازت انداخت نتونستم عکس دیگه ای ازت بندازم این عکسها رو بعداً شما همکاری کردی و ما انداختیم. بقه عکس ها در ادامه مطلب          &nb...
6 مهر 1392